طب کار وبیماریهای شغلی

طب کار وبیماریهای شغلی

کار و سلامت رابطه ای متناقض با یکدیگر دارند و همین تناقض منشاء بحثهای جدید در این زمینه است عده ای معتقدند که مردم از کار کردن می میرند نه به این دلیل که زیان آور یا خطرناک است ولی دیدگاه متداول تر و مستند تر این است که بیکاری بیشتر از کار به سلامت آسیب وارد می کند . در این مورد می توان به رابطه  بین بیکاری و بیماری ذهنی فیزیکی و اجتماعی اشاره کرد.

ولی در متعارف ترین تعریف از کار و سلامت، به محل کار به عنوان منبع عوامل بیماریزا نگاه می کند که این عوامل از اضطراب و استرس در کار تا خطرات خاص در کارهای صنعتی مانند عوامل زیان آور فیزیکی ، شیمیایی ، ارگونومیکی و بروز انواع سوانح ، سرطانها و بیماریهادر نوسان است .

شرایط بد فیزیکی کار ، کار نوبتی ، کار بیش از ظرفیت و توان فرد ، عدم امنیت شغلی و … همه منابع استرس زای محیط کار هستند.

آمار تکان دهنده :

طبق برآورد سازمان بهداشت جهانی سالیانه ۶۸ تا ۱۵۷ میلیون نفر به بیماریهای شغلی مبتلا می شوند که حدود ۳۰ تا ۴۰% آنها به بیماریهای مزمن و حدود ۱۰% آنها دچار نا توانیهای دائمی  می شوند

۲۰ % کل سرطانها ناشی از عوامل سرطانزای محیط کار است .

بر اساس آمار های سازمان بین المللی کار ( ILO ) حوادث و بیماریهای مرتبط با کار سالیانه دو میلیون نفر را به کام مرگ می فرستد و ضررهای اقتصادی معادل ۲۵۰۰۰۰ میلیون دلار به بار می آورد.

روزانه حدود ۵۰۰۰ نفر در دنیا در اثر حوادث و بیماریهای مرتبط با کار جان خود را از دست می دهند .

 

بر اساس گزارش سازمان تامین اجتماعی در سال ۱۳۸۲ هزینه خسارتهای ناشی از حوادث شغلی از ۵/۴ میلیارد ریال در سال ۱۳۷۰ به ۵/۴۲ میلیارد ریال در سال ۱۳۸۰ افزایش یافته است.

 

مخاطرات بهداشتی محیط کار:

 

مخاطرات بهداشتی محیط کار معمولا” با مواردی که در محیط عمومی وجود دارند متفاوت هستند. علاوه بر آن چون کارگران در معرض تماس ، اغلب در فضاهای محدود بسر می برند ، میزان تماس و مواجهه با مخاطرات محل کار معمولا” بالاتر از میزان مواجهه مجاز است.

 

مسئله مهم دیگر این است که کارگران ممکن است بطور همزمان در معرض مخاطرات محل کار ، محیط سکونت فاقد استاندارد های ایمنی و بهداشت و محیط زیست آلوده قرار گیرند.

 

ماشین آلات بدون حفاظ ، محل کار فاقد ساختار ایمنی ، ابزار کار و ادوات خطرناک و فرآیندهای تولیدی سنتی ، بخشی از مخاطرات عمده محیط های کار است که کارگران را در معرض مواجهه با انواع عوامل زیان آور ارگونومیکی ، فیزیکی ، شیمیایی ، بیولوژیکی و ارگونومیکی قرار می دهد.

 

عوامل ارگونومیکی:

 

تقریبا” ۳۰% نیروی انسانی در کشورهای توسعه یافته و بین ۵۰ تا ۷۰ % نیروی انسانی در کشورهای در حال توسعه بنحوی در معرض کار سنگین فیزیکی یا وضعیت کار نامناسب از نظر ارگونومی قرار دارندکه با بلند کردن و حمل دستی اجسام سنگین و یا انجام کارهای یدی مکرر همراه است.

 

کارگرانی که به شدت در معرض کار سنگین فیزیکی قرار دارند عبارتند از معدن کاران ، کشاورزان ، قطع کنندگان درختان برای تهیه الوار ، ماهی گیران ، کارگران ساختمانی ، کارگران انبار و پرسنل مراکز بهداشتی درمانی .

 

عوامل فیزیکی :

 

در محیط کار عواملی مثل سر و صدا ، ارتعاش ، اشعه یونیزان و غیر یونیزان و شرایط جوی نامناسب می توانند بطور منفی بر سلامت شاغلین تاثیر بگذارند. بین ۱۰ تا ۳۰ % از نیروی انسانی شاغل در کشورهای توسعه یافته و تا ۸۰ % نیروی انسانی شاغل در کشورهای در حال توسعه در معرض مخاطرات عوامل فیزیکی قرار دارند. از دست دادن شنوایی ناشی از تماس با سروصدا یکی از شایعترین مشکلات بهداشت حرفه ای کشور است.

 

عوامل شیمیایی :

 

امروزه در حدود ۱۰۰۰۰۰ محصول شیمیایی مختلف در محیط کار مورد استفاده قرار می گیردو هوای محیط های کار به علت انتشار آلاینده های مختلف از منابع گوناگون آلوده شده و کیفیت خود را از دست می دهد. در فرآیندهای صنعتی بسته به نوع فرآیند، آلاینده های مختلفی به شکل گاز ، بخار و ذرات ، فیومها و … در هوای محیط کار پخش و پرآکنده می شوند. و پیامدهای بهداشتی شامل مسمومیتهای حاد و مزمن ، صدمه پوستی و تنفسی ، سرطان و اختلال در امر باروری را بدنبال دارد.

 

در محیط های کار ی حدود ۳۰۰- ۲۰۰ نوع ماده شیمیایی کارسینوژنیک شناخته شده اند. بعضی از این مواد عبارتند از بنزن ، کروم ، نیتروز آمین ، آزبست ، قطران زغال سنگ ، بریلیوم ، آرسنیک ، گرد و غبار چوب ، حلالهای آلی و … .( لیست مواد سرطانزای قطعی برای انسان در صنعت در جدول ضمیمه آمده است ) .

 

شایعترین سرطانهای ناشی از این تماسها ، شامل سرطانهای ریه ، مثانه ، پوست ، مزو تلیوما ، کبد ، استخوان ، خون ، و بافتهای نرم پیوندی است .

 

صنایع چوب و چرم ، کائوچو ، تولید آلومینیم ، ذوب آهن ، پالایش ، مواد نفتی ، تولید رنگ ، و نقاشی ، تولید پارچه ، جوشکاری ، تولید حشره کش، خشک شویی و مراحل چاپ از صنایعی هستند  که احتمال مواجهه کارگران آنها با مواد سرطانزای شغلی بسیار بالاست.

 

علاوه بر این حدود ۳۰۰۰ عامل آلرژنیک در محیط کار وجود دارد که می توانند از طریق منافذ پوست یا از راه تنفسی وارد بدن شوند، اسم شغلی ، از تماس با گرد و غبارهای آلی گوناگون ، میکرو ارگانیسم ها، باکتری ، قارچ و کپکها و برخی از مواد شیمیایی ناشی می شود.

 

بیماریهای ناشی از کار :

 

بیماریهای شغلی در اثرمواجهه  با عوامل مضر شیمیایی و بیولوژیکی ،ارگونومیکی  و خطرات فیزیکی محل کار بوجود می آیند. آگر چه که به نظر می رسد اینگونه بیماریها شیوع کمتری نسبت به دیگر بیماریها دارند، اما شواهد دال بر این مدعاست که گروه عظیمی از مردم ، بخصوص در کشورهای در حال توسعه مبتلا به اینگونه بیماریها هستند. در بسیاری از موارد بیماریهای شغلی به حدی شدید هستند که فرد مبتلا را ناتوان از انجا م کار می سازد.

 

معذالک دو عامل پیشگیری از آنها را آسان می سازد:

 

اول اینکه عامل مولد اینگونه بیماریها قابل شناسایی ، اندازه گیری و کنترل است. دوم اینکه افراد در معرض خطر در دسترس هستند و می توان آنها را مرتبا” تحت معاینه و درمان قرار داد. در نتیجه تشخیص به موقع این بیماریها حائز اهمیت بسیار است . که انجام این کار در گرو ایجاد و استمرار نظام پایش و مراقبت از بیماریهای محیط کار قرار دارد.

 

صاحبان مشاغل فنی  ، کشاورزان ، معدن کاران ، رانندگان  ، قالیبافان  و بسیاری از اقشار دیگر ، زنان خانه دار ، افراد و گروههای پرخطر و در معرض خطر از جمله گروههای هدف غربالگری معاینات شغلی به منظور پیشگیری زودرس بیماریهای شغلی و مرتبط با کار می باشند.

 

لزوم آشنایی پزشکان با بیماریهای شغلی :

 

تماس با مواد و فرآیندهای خطر زا در محیط کار ، منزل و محیط اجتماع می تواند باعث ایجاد یا تشدید بیماریهای مختلفی شوند. با این که پزشکان معمولا” عوارض اینگونه بیماریها را درمان می کنند و از قدرت محدودی در تغییر محیط برخوردارند، در صورتیکه به ریشه محیطی و شغلی بیماری بی توجه باشند در بهترین حالت می توانند تظاهرات بیماری را تخفیف دهند و در بدترین حالت درمان آنها بی نتیجه خواهد ماند . علاوه بر این به علت تداوم وجود عامل خطرزا ، امکان ابتلا دیگر افرادی که در این محیط ها مشغول به کار هستند، نیز وجود دارد.

 

در هنگام مراجعه فرد به پزشک ، اغلب سوالاتی که از بیماران پرسیده می شودکامل نیست و حتی در مواردی که عنوان شغل فرد نیز پرسیده می شود از و ظایف محوله و فعالیتهایی که فرد در محیط کار خود انجام می دهد سوال نمی شود. معمولا” وقتی درباره شغل بیمار سوال می شود ، بیمار عنوان شغل خود را ذکر می کند که در بسیاری از موارد ارزش زیادی ندارد . مگر اینکه پزشک با محیط کار و خطرات بالقوه آن آشنا باشداین مسئله بیشتر وقتی است که بیمار شغل خود را بعنوان کارگر یک کارخانه بیان می کند. در این مواقع نیاز است که درباره ماهیت خطرات شغل بیمار نیز سوال شود. و بطور کلی باید از شاغل خواست تا وظایف محوله در محیط کار خود را شرح دهد. در این رابطه بازدید محیط  کار توسط پزشک به اتفاق کارشناس بهداشت حرفه ای ضروری است.یکی دیگر از مشکلاتی که در اخذ شرح حال بیماران وجود دارد سوال از مشاغل قبلی بیمار است. ممکن است بیماری بازنشسته شده و یا تغییر شغل داده باشد و بیماری و ی مربوط به شغل قبلی او باشد. از این رو اخذ سابقه شغلی کامل و دقیق از بیمار حداقل در دو شغل قبلی بسیار اهمیت دارد.

 

براي انجام برنامه پيشگيري و كنترل بيماريهاي محيط كار علاوه بر كارشناسان بهداشت حرفه اي تخصص هاي متعددي در سطوح مربوط به خود قادر به مداخله مي باشند كه اين سطوح عبارتند از:

 

پزشك متخصص طب كار

 

پزشك غربالگر بيماريهاي شغلي(MPH )

 

پزشك دوره ديده طب كار

 

كه در قالب تيم معاينات شغلي قادر به انجام پيشگيري ابتدايي اوليه و ثانويه بر اساس شرح وظايف مي باشند. كليه پزشكان لازمست مجوز فعاليت در منطقه را كسب نمايند. يكي از عمده ترين فعاليتهاي اصولي در بهداشت حرفه اي تشكيل پرونده هاي پزشكي و انجام معاينات كارگري است.

 

وظايف پزشك صلاحيت دار در سلامت شغلي

 

نظارت بر فعاليت غربالگري در امور پزشكي و پيشگيري از بيماريهاي شغلي شركت هاي ارائه دهنده خدمات بهداشت حرفه اي و طب كار

 

نظارت بر سيستم جمع آوري، ثبت ، طبقه بندي و گزارش دهي بيماريهاي ناشي از محيط كار

 

همكاري و مشاركت در انجام دوره هاي بازآموزي طب كار بر اساس اولويت هاي مطرح در محل خدمت

 

بررسي اپيدميلوژيكي بيماريهاي شغلي و مرتبط با كار

 

تهيه پس خوراندهاي لازم در ارتباط با فعاليت هاي غربالگري

 

انجام مطالعات پژوهشی و تحقيقاتي مرتبط با بيماريهاي شغلي

 

همكاري با متخصص طب كار

 

تشكيل كميته علمي به منظور تدوين و تهيه متون مورد نياز آموزشي با استفاده از منابع علمي معرفي شده

 

همكاري در تشكيل بانكهاي اطلاعاتي بيماريهاي شغلي منطقه

 

تقوبت سيستم ارجاع غربالگري معاينات سلامت شغلي در امور پزشكي

 

اجراي ساير دستورات مافوق

 

وظايف پزشك عمومي غربالگر در طرح ادغام

 

( شاغل در بخش بهداشتي درماني شهري و روستايي)

 

۱- بازديد مستمر و منظم از خانه هاي بهداشت و ارزيابي سلامت شاغلين ثبت شده در پرونده خانوار در رابطه با معاينات شغلي شاغلين ثبت شده در پرونده خانوار در رابطه با معاينات شغلي (بدو استخدام و ادواري)

 

۲- بازديد از محيط كار به همراه كارشناس بهداشت حرفه اي

 

۳- نظارت بر تكميل پرونده هاي پزشكي شاغلي توسط كاردان و بهورز در امور پزشكي و اطلاعات عمومي

 

۴- مشاركت در فعاليتهاي آموزشي سلامت شغلي( معاينات بدو استخدام و ادواري كارگري)

 

۵- جمع آوري، ثبت، طبقه بندي و گزارش دهي اطلاعات مربوط به انجام معاينات بدو استخدام و ادواري شاغلين

 

نقش پزشك طب كار در تشخيص بيماريهاي شغلي

 

بيماريهاي شغلي، ناشي از عدم تطابق پاتولوژيك بيمار با محيط كاري وي مي باشد لذا بمنظور تشخيص دقيق اينگونه بيماريها مي بايست هم بيمار و هم محيطي را كه وي در تماس( مواجهه) با آن است، ارزيابي و بررسي شود. تعداد بسيار محدودي از اين بيماريها با علائم باليني يا تغييرات غير طبيعي آزمايشگاهي بروز مي نمايند. حتي در صورت وجود آنمي در مسموميت با بنزن، نوريت محيطي ناشي از مسموميت با آكريلاميد، برونشيت بيسينوزي، فيبروز آسبستوز، گرانولوم بريلوزي و ندولاسيون سيليكوزي صرفاً به كمك يافته هاي باليني و آزمايشگاهي اين مواد بعنوان عامل سبب شناسي بيماري شناخته نمي شوند. جهت تشخيص صحيح علاوه بر علائم باليني، اطلاع از مواجهه و تماس مؤثر و كافي نيز لازم مي باشد. جمع آوري اطلاعات محيطي مناسب و بررسي اهميت آنها بعنوان عوامل سببي مسئله اي بغرنج براي پزشكان باليني، بخصوص در افراد با تجربه پايين مي باشد.

 

پزشك بايد عوامل هيجاني و رواني كه ممكن است تشخيص و درمان با بيماريهاي شغلي را پيچيده كند، مشخص نمايد. بسته به احساس و نظر كارگران در مورد كارفرما، ممكن است تظاهراتي از قبيل عصبانيت، افسردگي، تاكيد بر توانايي به ادامه شغل يا حتي تمارض را بروز دهند احتمال دارد اين بيماران اينطور تصور كنند كه بهاي سنگيني را براي عدم توجه و غفلت كارفرما، كه منجر به انزواي آنها شده، پرداخته اند.

 

ارزيابي بيمار: پزشك لازم است دقيقاً همان مراحلي را كه در شرح حال گيري از ساير طي مي نمايد، رعايت كند. از جمله مشخصات فردي، تاريخچه سوابق بيمار، شرح حال خانوادگي و مروري بر علائم. پس از طي اين مراحل تاريخچه شغلي به طور اختصاصي مورد بررسي قرار مي گيرد.

 

معاينه فيزيكي بايد شامل يك معاينه عمومي با تاكيد خاص بر ارگاني كه بيشتر احتمال درگيري دارد، انجام شود و يافته هاي فيزيكي اختصاصي بيماري در آن مشاهده و بررسي گردد، مثلاً خط سرب در مسموميت با سرب، بزرگي كبد در مواجهه بيش از حد باتولوئن يا طحال بزرگ در مواجهه با بنزن. اگر پزشك فقط بر معاينه اعضاي درگير در بيماريهاي خاص شغلي تمركز نمايد، احتمال خطا در تشخيص ساير بيماريها بالا مي رود.

 

آزمايشات مرتبط با بيماريهاي شغلي را مي توان در ۵ رده تقسيم بندي نمود:

 

۱-آزمايشات عمومي ارزيابي سلامت:

 

شامل شمارش كامل سلول هاي خوني، گرافي قفسه سينه، الكتروكارديوگرام

 

۲-آزمايشات غير اختصاصي بر روي مواد محيطي:

 

شامل مواردي نظير MCHC , MCV در مواجهه با عناصر هماتوكسيك، SGOT,SGPT در مواجهه با مواد عامل مسموميت هاي كبدي، كاهش FEV1 در طي كار روزانه بهنگام مواجهه بيمار با محرك هاي ريوي، دلتا آمتينولوولينيك اسيد گلبولهاي قرمز در مسموميت با سرب، بررسي خلط يا شمارش افتراقي ائوزينوفيل ها مثلاً در شك به آلرژي به ذرات چوب، تست هاي بررسي توكسيسيتي اعصاب محيطي نظير تست آستانه درك ارتعاش، NCV و آزمون رفتارهاي عصبي( NEUROBEHAVIOAL TESTING)

 

۳-آزمايش هاي بررسي عناصر سمي يا متابوليت هاي آنها كه دال بر مواجهه باشند:

 

بعنوان مثال جذب تدريجي سرب غيرمعدني كه بوسيله افزايش سرب در خون مشخص مي شود. مواجهه با تولوئن با آناليز هيپوريك اسيد و مواجهه با تري كلرواتيلن بوسيله تري كلرو استيك ادرار و آناليز تنفسي اين مواد كشف مي گردد. بسياري از اين آزمايشات صرفاً نشان دهنده مواجهه بيمار با مواد فوق است و لزوما دليل بر مسموميت با اين مواد نيست. برخي از اين مارد غير اختصاصي هستند مانند تري كلرو استيك اسيد ادرار و برخي مانند سطح سرب عموماً نشان از مواجهه طولاني با سرب دارند.

 

۴- آزمايشات بررسي زمينه ژنتيكي يا اكتسابي پذيرش بيماري:

 

تعداد فزاينده اي از آزمايشات، قابليت ايجاد شرايط محرك، مستعد كننده يا تشديد كننده مواجهه شغلي را مشخصص مي كنند. برخي از اين آزمايشات عبارتند از:

 

۱- كمبود آلفا ۱- آنتي تريپسين مادرزادي و بيماري انسداد مزمن ريه

 

۲- كمبود G6PD و ساير مواد شيميايي هموليز دهنده

 

۳- كمبود ديافوراز و استعداد به مواجهه با نيتريت

 

۴- تست هاي غربالگري ايمونولوژيك براي بررسي درجه حساسيت به تركيبات آلي

 

۵- بررسي هاي كروموزومي:

 

تهیه وتنظیم :

 

محمد حنفی بجد

 

منابع :

 

۱- نظام جامع آموزش و ارتقای سلامت در محل کار   ، تهیه و تدوین : دکتر شهرام رفیعی فر – دکتر بهزاد دماری و همکاران – تهران ۱۳۸۴

 

۲- سلامت و محیط در توسعه پایدار   ، تالیف سازمان جهانی بهداشت،مترجمین : دکتر علی اصغر فرشاد ، مهندس منوچهر علایی ، مهندس سید عنایت اله عصایی ، دکتر نسیم علایی ، مرکز سلامت محیط کار ۱۳۸۰

 

۳- تشخیص زودرس بیماریهای ناشی از کار ،ترجمه:دکتر علی اصغر فرشاد ، دکتر سید احمد حجازی ، ۱۳۸۴

 

۴- طب کار و بیماریهای شغلی تالیف : دکترماشااله عقیلی نژاد ، دکتر مسعود مصطفایی انتشارات ارجمند ۱۳۷۹

 

۵- حدود تماس شغلی عوامل بیماریزا : مرکز سلامت محیط و کار چاپ دوم ۱۳۸۱

 

۶- فصل ۱ كتاب طب كار زنز OCCUPTIONAL MEDICINE – CARL ZENEZ M.D , Sc. THIRD EDITION مترجم: دكتر زهرا فرزادي

 

فشار رواني (استرس) و افسردگي باليني ناشی از محیط کار

 

در اين جا بايد پرسيد كه آيا هرچه بيشتر كار مي كنيم، كمتر لذت مي بريم؟

 

امكان دارد شغلها، منبع ناخوشي باشند. امروزه دو عامل فشار رواني (استرس) وافسردگي باليني، محل كار را »خلل پذير« مي سازند. به موجب بررسي پيمايشي كه توسط جامعه كارشناسان مدد كار كارمندان (ايي اي پي اي) صورت گرفت، معلوم شد كه فشار روحي و افسردگي باليني به ترتيب دومين و سومين مشكل بسيار مهم محل كار، البتــه بعد از بحران خانوادگي، محسوب مي گردد. برآورد شده است كه هر ساله در ايالات متحده بر اثر كاهش بازدهي، كارگريزي و مرگ نابهنگام، ميلياردها دلار به هدر مي رود.

 

پنجاه درصد تلفات جاني ناشي از ده علت عمــده ي مــرگ و ميـر در ايالات متحده را مي توان به عوامل رفتاري، از آن جمله فشار رواني نسبت داد.

 

فشار رواني و كاميابي

 

ما براي انجام كار به نيكوترين شيوه اي، بايد تنش و فشار روحي ايجاد كنيم. به جريان يافتن آدرنالين درخونمان نياز داريم. ولي تنش زياده از حد، موضوع متفاوتي است.

 

شايع ترين علامتهاي فشار بي نهايت شغل عبارتند از خستگي، بي خوابي، فشار خون،سردرد، زخم، ترش كردن، ناتواني در تمركز يا آرميدن و بي اشتهايي.

 

چنانچه افسردگي باليني موردتوجه قرار نگيرد، احتمالاً از تنش محل كار ناشي مي گردد. چه بسا افسردگي به عنوان اعمال تكانشي (براساس انگيزش ناگهاني) يا بي نتيجه،زودرنجي (تندمزاجي) و خشم، دير رسيدن و تمايل به دوري جستن از همكاران نمايان گردد.

 

عامل تنش شغلي چيست؟

 

كار زياد و تعارض شخصيت (به ويژه با بالادستان) دو نمونه از رايج ترين علل تنش شغلي است. قبول مسئوليت سنگين، علت ديگري است.

 

كساني كه در مشاغل مديريت انجام وظيفه مي كنند، غالباً از حجم زياد كار شكوه مي كنند. اما امتيازي دارند كه شايد از وجودش بي خبر باشند و آن نرمش پذيري است. اين قدرت در آنهــا هست كــه ازطريق جستار (بحث و گفت و گو) و حتي رويارويي، تنش محل كار را بزدانيد.

 

اين حالت پيوسته براي ساير كاركنان مانند كارگراني كه در خط توليد كار مي كنند يا كسانـي كه به كارهاي دفتري سرگرمند، رخ نمي دهد. پژوهش ثابت مي كند پيشه هايي كه ملال آور و يكنواخت به نظر مي رسند همان قدر بر انسان فشار وارد مي سازند كه مشاغل اجرايي كارآمد.

 

پنج واكنش اساسي در برابر تنشهاي محل كار

 

۱* شريك غم ديگران بودن بي آنكه گامهاي اساسي درجهت تغيير وضعيت برداشته شود؛
۲* براي كاستن از سنگيني كار، طولاني تر و بيشتر كاركردن؛
۳* روي آوردن به تلاش جالب واكنشي به منظور اينكه بتوانيم سرزندگي را بازگردانده و كاربيشتري را در مدت كوتاهتري انجام دهيم.

 

۴*  جسماً از شغل خويش كناره گرفتن يا آن را رها كردن و به دنبال كار ديگري گشتن يا زمان و توان صرف شده در مسير كار را كاهش دادن؛

 

۵* تجزيه و تحليل وضع، بازبيني راهبردها و به جست و جــوي راهكـارهـايـي براي دگرگون سازي موارد پرداختن.

 

در نگاه اول، به نظر مي آيد كه واكنش شماره ۵ عملي ترين واكنش است به شرطي كهتشخيص دهيم موقعيت شغلي ما تا چه حد از اختيار ما خارج است. موارد وابسته به كنشهاو قواعد پديد آمده توسط ديگران چنان فزون است كه حتي سازنده ترين كوششها نيز قادر به تضمين آن نيستند. آنچه كه مي توان تضمين كـرد احساس نيكوي »پذيرش مسئوليت« شغلي مان است. از آنجايي كه شرايط فردي خيلي زياد فرق مي كند، از اين رو »راه حل صحيح« براي هر كس متفاوت است.

 

به ياد بسپاريد كه امكان دارد راهكارهاي مستقيمي براي مشكلات حاصل از تنش شغليوجود نداشته باشد.

 

پيشنهادهايي جهت كاهش فشار رواني كاري

 

۱مسئوليت شغلتان را به عهده بگيريد:

 

تا جايي كه مقدور است اولويتها را درنظر گرفته و مجدداً تعيين كنيد. نخست مراقب كارهاي مهم و دشوار باشيد و وقت تان را تنظيم كنيد. در اين صورت كاراتر مي شويد.

 

۲هر بار، به عملي دست زنيد:

 

هر طرح بزرگ را به كار كوچكتر و اجراشدني تقسيم كنيد. فهرستي از تمام اموري كه بايد انجام يابند و زمان تقريبي پايان هريك تهيه كنيد. به كارها اولويت ببخشيد. ابتدا كاري را به اتمام رسانده و آنگاه به سراغ بعدي برويد. كارها را تا زماني آسان بگيريد كه حس كنيد نياز به اجرا و نظارت داشته باشند.

 

۳با همكاران روراست باشيد:

 

اين مسئله درمورد رئيس نيز صدق مي كند. اگر دچار مخمصه شده ايد، عيان سازيد. چه بهتر كه در اين رهگذر، همدرداني هم داشته باشيد. تنها شكوه نكنيد. راه گشا باشيد وپيشنهادهاي عملي مطرح سازيد.

 

۴بگذاريد كارفرمايتان كمك كند:

 

بسياري از شركتها به كاركنان خود ياري مي كنند تا به مدد برنامه مساعدت به كارمند، پيامدهاي حاصل از تنشهاي پيشه اي را از ميان بردارند.

 

۵كمتر كار كنيد:

 

»نه »گفتن را ياد بگيريد. دست از كارهايي بكشيد كه سرنوشت ساز نيستند.

 

۶نشانه هاي خطر تنش شغلي را بشناسيد:

 

از علايم فشار شغلي با خبرباشيد و به محض اينكه مهارنشدني گشتند، واردعمل شويد؛

 

۷مراقب بهداشت جسمي خود باشيد:

 

تندرستي جسماني سبب مي شود كه تحمل فشارتان افزايش يابد. بايد تغذيه و خوابتانمتعادل باشد. به اندازه كافي ورزش كنيد.

 

۸آرميدن را بياموزيد:

 

دريچه اطمينان سالمي اعم از ورزش، سرگرمي، موسيقي، مطالعه يا فقط پياده روي بيابيد و از آن به عنوان »پلي« بين كار و زندگي داخلي خودتان استفاده كنيد.

 

۹از زندگي خصوصي خويش غافل نباشيد: برنامه اي تنظيم كنيد تا رعايت عدالت بين كار و زندگي شخصي را بر شما امكان پذير سازد. از اين كار، دمي غفلت نورزيد.

 

۱۰به فكر تغيير يا ترك شغل خود باشيد:

 

گرچه اين آخرين راه چاره است، ولي با اين همه شق ديگـري برايتان پيش مي آيد. چنانچه وضع مالي تان پرداختن به اينگونه تصميمات را ناممكن مي سازد، در اين صورت حواس خود را جمع زندگي داخلي تان كنيد. اگر زندگي خصوصي تان پرثمرتر، مهيج تر و مفرح تر باشد، احتمال دارد پاره اي از درد و رنج وضع ناشاد كاري را برطرف سازد.
منبع : pezeshk.us

 

نيروي انساني و ويژگي‌هاي محيط كار

 

كار انسان، محصول متغيرهاي متعدد و متنوعي است. در برخي مواقع كار متأثر از متغيرهاي انساني همانند شخصيت، ادراك، نگرش‌ها، انگيزش، گروه، تفاوت‌هاي فردي، هوش، استعداد، حافظه، رغبت و غيره است و گاهي متأثر از متغيرهايي كه ماهيت فيزيكي دارند. اين متغيرها را شرايط محيط كار مي‏گويند.
بديهي است كه شرايط نامطلوب كار، نه تنها بازده بلكه رضايت، نارضايتي و ميزان استرس را تحت تأثير قرار مي‌دهد. امروزه ثابت شده است كه شرايط ديگر محيط كاري از جمله ميزان روشنايي، تكنولوژي، سر و صدا، موسيقي، ساعات كار، استراحت، تعطيلي هفتگي، شرايط آب و هوايي، رنگ و طراحي و دكوراسيون محل كار، همه بر عملكرد فرد اثر دارند.

 

آلودگي‌هاي صوتي در محيط كار
ناشنوايي شغلي به هر گونه ناشنوايي جزيي يا كلي در يك يا هر دو گوش كه در زمان اشتغال فرد و به علت آن ايجاد شده باشد، اطلاق مي‌شود. عوامل متعددي در ايجاد ناشنوايي شغلي مؤثرند كه حوادثي همچون ضربه به سر، افتادن از بلندي، برخورد اجسام تيز به جمجمه، انفجار، اصابت پليسه يا تراشه فلز گداخته به پرده و مجراي گوش، تماس با برخي فلزات و مواد شيميايي و سروصداي بيش از حد مجاز، از آن جمله‌اند.
كسي كه در محيط پر سروصدا كار مي‌كند بايد مرتب معاينه شود. معاينه بايد حداقل پس از ۱۴ ساعت مرخصي انجام شود تا موارد كاهش شنوايي موقتي باعث تشخيص غلط كاهش شنوايي دائمي و برگشت‌ناپذير نشود.
كاهش شنوايي ناشي از سروصدا، ابتدا خود را به شكل وز، وز گوش و (نه كاهش شنوايي) بروز مي‌دهد، بنابراين در صورتي كه صدا بيش از ۸۵
db در ۸ ساعت شيفت كاري باشد بايد برنامه پيشگيري از افت شنوايي به كار رود.
برنامه پيشگيري از كاهش شنوايي شامل اين موارد است: اندازه‌گيري صدا (اولين قدم در برنامه حفاظت شنوايي)، تعيين منابع توليد صدا و اندازه‌گيري سروصداي محيط كه توسط كارشناسان بهداشت حرفه‌اي انجام مي‌پذيرد.

 

ارگونومي و محيط كار
ارگونومي به‏عنوان رشته‌اي از علوم كه با به‏دست آوردن بهترين ارتباط ميان کارکنان و محيط كاري‌شان، مرتبط است تعريف مي‌شود

 

. ارگونومي با ارزيابي قابليت‌ها و محدوديت‌هاي انسان (بيومكانيك و آنتروپومتري)، استرس‌هاي كاري و محيطي (فيزيولوژي كار و روانشناسي صنعتي)، نيروهاي استاتيك و ديناميك روي بدن انسان (بيومكانيك)، احتياط (روانشناسي صنعتي)، خستگي (فيزيولوژي كار و روانشناسي صنعتي)، طراحي و آموزش و طراحي ايستگاه كاري و ابزارها (آنتروپومتري و مهندسي)، سر و كار دارد. بنابراين ارگونومي از خيلي از علوم و مهندسي تشكيل يافته است

 

. موضوع ارگونومي شغلي : تلاش مي‌كند تا با بازبيني سيستم‌هاي كاري، آنها را در جهت كاهش استرس‌هاي حرفه‌اي تغيير دهد. اصول ارگونومي در صنعت: طراحي تغيير، جايگزيني و نگهداري تجهيزات براي ارتقاي بهره‌وري، زندگي كاري و كيفيت توليد طراحي و تغيير فضاهاي كاري و جانمايي كاري براي سهولت و سرعت عمليات خدمات و نگهداري طراحي و تغيير روش‌هاي كاري شامل اتوماسيون و تخصيص وظيفه بين اپراتور و ماشين كنترل فاكتورهاي فيزيكي (گرما، سرما، صدا، ارتعاش، نور) در محل كار براي توليد بهتر و ايمني كاركنان مي‌باشد.

 

فاكتورهاي استرس در محيط‌ هاي كار
هر محيط كاري، فاكتورهاي استرس مخصوص خود را دارد. در زير عوامل استرس شناخته شده در محل كار ذكر شده است:
– پيچيدگي و تعداد ابزار مورد استفاده در محيط كار
– وضعيت‌هاي محيطي غيرطبيعي (گرما، صدا، ارتعاش، روشنايي، مواد سمي و…)
– بار كاري فيزيكي و فكري نتايج بكارگيري ارگونومي
موارد زير تعدادي از نتايج بكارگيري اصول ارگونومي در محل كار است:
درك تأثير مخصوص نوع كار بر جسم كاركنان و كارايي شغلي آنها
– پيش‌بيني پتانسيل اثرات طولاني مدت (يا تجمعي) كار بر جسم كاركنان
– ارزيابي تناسب محل كار و ابزارها براي كارکنان جهت انجام كار
– بهبود بهره‌وري و آسايش كارگران توسط (تطبيق كار براي شخص) يا تطبيق شخص براي كار
نتايج اين قبيل تلاش‌ها دستيابي به بهترين هماهنگي ميان قابليت‌هاي كارکنان و نيازمندي‌هاي شغل است:
– جنبه‌هاي بهداشتي ارگونومي پيشگيري از بيماري‌ها و اختلالات ناخواسته
– حذف طراحي بهينه ايستگاه‌هاي كاري
– بهترين استفاده از انرژي تلاش كاري
– بهترين استفاده از منابع و قابليت‌هاي كارکنان
جنبه‌هاي اقتصادي ارگونومي:
– استفاده بهينه از انرژي كه باعث كارايي بيشتر مي‌شود
– دوره‌هاي منظم كار و استراحت كه باعث بهره‌وري بيشتر مي‏شود
– حذف خستگي كه باعث افزايش كيفيت كار مي‌شود
خستگي ناشي از كار عبارتست از ضعف و ناتواني در تمامي حركات بدن به طوري كه اين نوع خستگي در صنعت به صورت خستگي عضلاني (جسمي) و خستگي روحي (رواني) ظاهر مي‌شود. انواع خستگي: خستگي چشمي، خستگي كل بدن، خستگي فكري، خستگي عصبي، خستگي مزمن، خستگي ناشي از بهم خوردن ريتم روز و شب عوارض خستگي كاهش توجه كاهش دريافت كاهش سرعت عملكرد فيزيكي و ذهني كاهش دقت و افزايش اشتباه مصرف انرژي بالا جهت ثابت نگهداشتن راندمان احساس خستگي،
گيجي و تحريك‌پذيري
استرس سازماني
استرس روي سازمان‌ها و افراد آن تأثير مي‌گذارد. تأثير استرس سازماني با افزايش ميزان كارگريزي، تعويض زود هنگام كاركنان، ارتباط نامناسب با ارباب رجوع، كاهش ميزان امنيت شغلي، عدم سلامت محيط كار، كنترل ضعيف كيفيت محصولات و… ارتباط دارد. به بيان ديگر هر چه ميزان استرس سازماني بالاتر باشد، عوامل ذكر شده از فراواني بيشتري برخوردارند. چنانچه ميزان استرس سازماني به طور چشمگيري افزايش يابد، فرد ممكن است مبتلا به سندرم سازماني شود. اين سندرم (به طور كلي سندرم به تعدادي از خصوصيات، رويدادها يا رفتارها كه به نظر مي‌رسد با هم ديده مي‌شوند يا به نحوي وابسته و هماهنگ هستند، گفته مي‌شود و به طور اختصاصي‌تر به مجموعه علائمي گفته مي‌شود كه با هم ديده مي‌شوند و مي‌توان آنها را حاكي از يك بيماري يا ناهنجاري خاص تلقي كرد)، زماني ايجاد مي‌شود كه فرد اجازه ابراز عقيده نداشته باشد، امكان تخليه هيجان فراهم نباشد و امنيت شغلي وي به حداقل ممكن رسيده باشد.
دلايل استرس‌هاي كاري
شيفت‌هاي كار: يكي از عوامل عصبي‏بودن و اضطراب در محيط كار، افزايش شيفت‌هاي كاري است. قبل از جنگ جهاني دوم فقط ۱۵ درصد از كارکنان شب كار بودند، اما اخيراً تمايل به دستيابي به توليد بالا باعث شده كه اكثر كارخانجات ۲۴ ساعته و در سه شيفت كار كنند.
شيفت‌هاي كاري باعث به هم زدن ساعت بيولوژيك كاركنان شده كه پيامد آن بروز خستگي، كج‌خلقي، بي‌خوابي، بي‌اشتهايي، عدم تمركز و ضعف حافظه است. كاركناني كه به شكلي كم‌خوابي دارند و توليد هورمون سروتونين بدنشان به ميزان ۲۰درصد كاهش پيدا مي‌كند دچار افسردگي مي‌شوند.
كارکنان شب‌كار دو برابر بيشتر نسبت به روز كارها تمايل به كشيدن سيگار دارند و احتمال حمله قلبي بعد از پنج سال در آنها دو برابر مي‌شود.
ساعت كار زياد: مطالعات نشان داده كه شرايط كاري در اكثر كارخانجات نسبت به گذشته مضرتر شده است. فشار به پرسنل جهت كار بيشتر و اضافه‌كار براي كسب بهره‌وري بيشتر باعث شده كه كاركنان كمتر به مسائل خانوادگي بپردازند و احساس مي‌كنند بين كار و روابط خانوادگي مي‌بايست يكي را انتخاب كنند كه اين مسئله باعث عدم رضايت آنها مي‌شود.
فناوري: كاركنان از اينكه توسط ابزار كنترلي زير نظر گرفته شوند، برده فناوري شده‌ و همين فناوري عاملي باشد كه كارشان را از دست بدهند، احساس عدم اطمينان در كار مي‌كنند.
اذيت و آزارهاي شغلي: عدم رسيدگي به شكايات و پرداخت غرامت به كاركنان، كارهاي تكراري، رقابت غيرمعمول، بين پرسنل و ناديده گرفتن خواسته‌ها باعث كاهش روحيه پرسنل، افزايش حملات رواني و خشونت‌هاي شغلي مي‌شود.
حقوق كم: عدم پرداخت حقوق و امكانات مناسب و اختلاف بين نتايج كار و ارزيابي عملكرد انجام گرفته؛ خصوصاً هنگامي كه اين اختلاف ناشي از تعصبات نژادي و مسائل جنسيتي باشد باعث نااميدي در پرسنل مي‌شود.
كوچك شدن سازمان‌ها: عدم امنيت شغلي به دليل كوچك شدن سازمان‌ها در اثر تجديد ساختار و مهندسي مجدد كه راهكارهايي براي مقابله با كم شدن حاشيه سود و سهم بازار و بهره‌وري است، عاملي براي بروز پرخاشگري است.
سبك مديريت: تكنيك‌هاي سنتي مديريت در جهت جلوگيري از نااميدي و عصبيت در كار بي‌اثر است و اين مسئله خصوصاً در يك مديريت سلسله مراتبي و استبدادي بيشتر نمايان مي‌شود.
شركت‌ها به دليل كمبود متخصصاني در امر اضطراب و افسردگي و همچنين عدم توجه پرسنل به بيماري‌هاي مغزي و رواني خود به علت جايگاه بد اجتماعي آن و اولويت قرار ندادن اين مشكل توسط سازمان‌ها باعث كاهش قابليت پرسنل و به وجود آمدن افسردگي شده‌اند.
اثرات اضطراب در محيط كار
رفتارهاي تهاجمي انفعالي: كاركنان گاهي براي تخليه عصبانيت خود در محيط كارشان به رفتارهاي غيرخشونت‌آميز دست مي‌زنند. امروزه اين رفتارهاي كاركنان پرهزينه‌تر، زيركانه و پيچيده‌تر شده است كه از اين جمله مي‌توان به خرابكاري‌ها، دزدي و ويروس‌هاي كامپيوتري اشاره كرد كه همه ساله ميلياردها دلار به اقتصاد جهاني ضرر مي‌رساند.
جريانات منفي: عصبانيت در محيط كار باعث شكاف بين كاركنان و ايجاد محيطي خصمانه مي‌شود. نارضايتي كاركنان باعث كاهش رضايت شغلي ديگر كاركنان خواهد شد كه اين مسئله باعث گسترش ناخرسندي در سازمان مي‌شود. اولين گام در ايجاد يك محيط سالم، ارائه سبكي از مديريت است كه بر پايه اصول انساني استوار باشد. درك نيازهاي پرسنل و آشنايي و به كارگيري «مديريت استرس» باعث رضايت بيشتر و افزايش سلامت پرسنل مي‌شود. همچنين شركت‌هايي كه فرهنگ حمايت مثبت همراه با احترام و قدرداني از كاركنان در آنجا جريان دارد كارمندانشان كمتر آسيب ديده و خشونت در آنجا كاهش مي‌يابد.
استراتژي مديريت مشاركتي و كار تيمي به دليل مشاركت دادن افراد در تصميم‌گيري‌هاي مرتبط با خويش و سازمان خود باعث افزايش سعي و تلاش و در نتيجه افزايش بهره‌وري مي‌شود. قدرت و اختيار نيز اثر مثبت بر كاركنان مي‌گذارد.
نقش تكنولوژي در محيط كار و زندگي
موضوع تكنولوژي و نقش آن در زندگي شغلي و اجتماعي به علت اهميت آن بيش از ساير موضوعات، در مديريت مورد توجه است و سازمان‌ها در ارتباط با تكنولوژي، نقش‌هاي مختلفي ايفا مي‌كنند. بعضي از سازمان‌ها خود به ايجاد تكنولوژي مي‌پردازند، سازمان‌هايي هستند كه تكنولوژي‌هاي ارائه شده توسط ديگران را با اعمال تغييراتي مورد استفاده قرار مي‌دهند، بعضي هم از تكنولوژي‌هاي موجود تقليد مي‌كنند. آنچه كه از نظر كشور ما مهم است در درجه نخست كوشش در جهت ايجاد تكنولوژي‌هاي مورد نياز است كه كاري بس دشوار است و حداقل پيش نياز آن داشتن واحدي قوي در زمينه تحقق و توسعه است. به علاوه بايد توجه داشت كه هر جامعه‌اي كه بخواهد به درجه خودكفايي برسد بايد همه شرايط لازم در جهت نيل به آن را فراهم كند، اما تقويت توانايي‌ها و امكانات به منظور استفاده از تكنولوژي‌هاي موجود در جهان با ايجاد تغييراتي در آنها تقريباً در همه كشورها متداول است.
تكنولوژي و به كارگيري آن در تحول و تغيير محيط كار و زندگي تأثير عميقي دارد. هر سازماني بنا به طبيعت فعاليت خود مانند مؤسسات توليدي، بيمارستان‌ها، دانشگاه‌ها و ساير سازمان‌هاي خدماتي از يك نوع تكنولوژي خاص استفاده مي‌كند. سابقه اين امر و تاريخ منظم و روشن استفاده از تكنولوژي به صورت شكل گرفته در اواخر قرن هجدهم و با شروع انقلاب صنعتي شروع شد.
تكنولوژي اصلي سازمان چيست؟ يكي از نكات مهم در اداره مؤسسات توليدي توجه به حمايت از تكنولوژي اصلي آن است، هر سازمان توليدي معمولاً داراي تكنولوژي خاص خود است. مثلاً در صنعت فرش ايران مي‌بينيم كه از دانش و هنر خاص اين صنعت استفاده مي‌شود كه توليدكنندگان فرش‌هاي نواحي خاص مي‌كوشند تا ويژگي‌هاي فرش‌هاي توليدي خود را حفظ كنند. نمونه ديگر اين كه در صنعت خودرو‌سازي مي‌بينيم كه شركت مرسدس بنز از توانايي خاص در تهيه و ساخت خودرو بنز برخوردار است و هيچ شركت ديگري اين ويژگي را ندارد.
تكنولوژي با خود ارزش‌هايي را به همراه مي‌آورد كه با زندگي سنتي سازگار نيستند. مثلاً در امريكا در دهه ۱۹۷۰ كه قيمت نفت افزايش يافت امريكاييان حاضر نشدند تا از خودرو‌هاي كوچك‌تر استفاده كنند. سال‌ها طول كشيد تا امريكاييان پذيرفتند كه بايد در مصرف بنزين صرفه‌جويي كنند. (آن هم پس از اين كه خودرو‌هاي با صرفه ژاپني به بازار امريكا رخنه كرده بودند.) تأثير تكنولوژي بر رفتار و تغييرات تكنولوژي را مي‌توان روي محصولات و از جنبه‌هاي مختلف مطالعه كرد. يكي از اين تغييرات، تأثير تكنولوژي بر عادات مردم است. تكنولوژي با خود رفتارهاي جديد را به همراه مي‌آورد. استفاده از غذاهاي آماده، وسايل جديد از قبيل مايكروويو به منظور گرم كردن غذا و نوشيدني ظرف چند ثانيه و يا ورود وسائل ارتباطي كه امروزه در جهان بكار برده مي‌شوند همه موجب ظهور عادات و رفتارهاي خاصي شده كه خصوصاً در روابط انساني اثر داشته است. در بعضي از بانك‌هاي امريكا كه اتوماسيون درحد بالا استفاده شده است موجب شده تا ارتباط مشتريان با بانك‏هاي خود به حداقل برسد. در نتيجه بانكداران به فكر افتاده‌اند تا براي حفظ و تقويت ارتباطات خود با مشتريان جلسات پذيرايي و آشنايي برقرار كنند.
بهداشت محيط كار :
محيط بشر شامل عوامل فيزيكي- رواني است كه هر كدام در وضعيت سلامتي بشر نقش مهمي دارند. يكي از عوامل تنيدگي‌زا در انسان، محيط كار وي است كه مي‌تواند ديگر حيطه‌هاي زندگي او را نيز تحت تأثير قرار دهد.
پژوهشگران بهداشت حرفه‌اي دريافته‌اند كه شرايط كاري نه تنها موجب بيماري‌هاي حرفه‌اي مي‌شوند، بلكه مي‌توانند نقش بسيار وسيع و تعيين‌كننده‌اي در سلامت و بهداشت روان شاغلين داشته باشند.
پيشگيري از بيماري، تسكين درد بيماران، مراقبت از آنان و كمك به افراد ناتوان همگي باعث تنش مي‌شوند و پرستاران كه هر روز با درد و رنج بيماران مواجه هستند و در برخورد با فوريت‌ها بايد تصميم‌گيري‌هاي صحيح و سريع داشته باشند، بيشتر دچار تنش شده و باعث عصبي شدن آنها در محيط كار مي‏شوند. در نتايج تحقيق انجام شده نيز مشاهده مي‌شود، در گروه تجربي به دنبال
G.I.R كاهش ميزان تنش خاص شده است، ولي در گروه شاهد بيشترين امتياز تنش مربوط به مرحله FOLLOW UP و كمترين آن مربوط به مرحله PRE TESTاست، يعني با گذشت زمان نه تنها تنش آنها كاهش نداشته، بلكه افزايش نيز داشته است. در تفسير اين برايند مي‌توان گفت كه حرفه پرتنش پرستاري آن چنان انرژي افراد را صرف خود مي‌كند كه توان آنها روز به روز كمتر مي‌شود. روش‌هاي RELAXATION به عنوان روشي NON- INVASIVE و SELF-REGULATION METOD و مفيد محسوب مي‌شوند، زيرا بدون وابستگي و پيشتاز از بار عاطفي، اجتماعي، جسمي و اقتصادي از اختلالاتي نظير كم كاري، خستگي‌ها و ديگر عوارض مربوط مي‌كاهد. در انتها به مسئولين پرستاري پيشنهاد مي‌شود كه با اختصاص دادن زمان كوتاه و مناسبي در شيفت كاري پرسنل براي اجراي اين تكنيك، زمينه تجديد انرژي آنان و استفاده بهينه از نيروي انساني را فراهم كرده و در كاهش تنش محيط كار مؤث%